+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ساعت 11:21 توسط بهروز عیدی |

ابتدا: لندن 10ميليون جمعيت و 11 ميليون خودرو دارد. مترو40درصد حمل و نقل اين شهر را به عهده دارد. حتي اگر اتوبوس راهم كم كنيم ،باز، دست كم 5ميليون خودرو ناچارند روزانه در خيابان هاي لندن تردد كنند ، يعني حدود 50 درصد بيشتر از چند هزار خودروي موجود در شهر مان، ‌لندن ،‌بزرگراه وپل هوايي و زيرگذرو ... چنداني ندارد و اتفاقاً خيابان هاي آن باريك تر از این شهر ما هستند. پس چرا چشم اندازترافيك در لندن بسيار بسامان تر ،‌آرام تر و قابل تحمل تر است ؟ وقتي مولفه هاي فيزيكي و قابل احتساب مقل تعداد خودرو ،‌طول خطوط مترو ،‌طول بزرگراته ها و ... را سربه سر مي كنيم ، آنچه به جا مي ماند مولفه اي نه چندان قابل احتساب است تحت عنوان " مديريت ترافيك " . اين است آنچه به ترافيك در شهرمان و لندن چشم اندازهايي متفاوت مي دهد.

سرانجام :‌عرض خيابان ها در شهر ما بر مبناي استانداردهاي متعلق به اواخر دهه 30 و اوايل دهه 40 خط كشي مي شود . در آن زمان خودروها خيلي بزرگ و پت و پهن بودند ، حالانزديك به 50 سال از آن زمان گذشته است . خودروها روز به روز كوچك تر شده اند ريال اما هنوز دستور تازه اي براي تغيير خط كشي خيابان ها و اصلاح اندازه معابر موسوم به كندرو، ميان رو و تندرو نرسيده است . نتيجه ، اين وضعيت نه چندان خنده داري است كه مي بينيم !

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ساعت 11:4 توسط بهروز عیدی |

ابتدا: تهديد آلودگي‌هاي نفت و پتروشيمي، از عسلويه در دوردست آب هاي گرم خليج فارس تا ميانكاله در كرانه خزر. اين طرف بي‌محابا بدون رعايت هيچ ملاحظه زيست‌محيطي و بي‌نياز از كسب مجوز سازمان مسئول، هر بلايي كه دلشان مي‌خواهد بر سر زمين روا مي‌دارند و آن طرف در دل طبيعتي دچار هزار جور استرس و فشار اكولوژيك اصرار دارند كه پالايشگاه احداث كنند. دور از منظر و در دوردست واقع‌بودن دليل اين همه رواداري آلودگي نفتي بر طبيعت ايران نيست، همين جا در نزدیکی شهر ما و شهر همسایه و ... آن روا داشته كه انگار با ماكت كوچكي از ماجراي يونيون كاربايد و اهالي آن روستاهاي پيرامونش روبه‌رو هستيم.

بعد: عسلويه اكنون بزرگ، مشهور و خيلي متمول است. شايد مردم بومي آن نه، اما پروژه‌هاي فعال در اين منطقه قطعا اينچنين هستند. بسياري از اين پروژه‌ها را پیش از این و اخیرا نیز كمپاني‌هاي بزرگ بعضا خارجي كه اشتهار بين‌المللي دارند، نظارت و راهبري مي‌كنند. سابقه اين كمپاني‌ها مي‌گويد كه در كشورهاي ديگر بسيار مراقب آثار زيست‌محيطي و اكولوژيك فعاليت‌‌هاي خود بوده‌اند. در عسلويه اما اينگونه نيست. چرا؟ پاسخ ساده است؛ هيچ پيمانكاري تا كارفرما وادارش نكند، به خود سخت نمي‌گيرد!

ديگر: ادارات راه و شهرسازی، سازمان آب و برق، جهاد كشاورزي، صنعت معدن و تجارت و شرکت های نفتی به عنوان ابزارهای وزارتخانه های متبوع خود. اينها فهرست بازيگران اصلي تيم هجوم به طبيعت ايران هستند؛ دستگاه ها و اداراتی و سازمان‌هايي كه غالبا ارزيابي زيست‌محيطي را به هيچ نمي‌انگارند و هر جا كه دست‌شان برسد، بر اين طبيعت رنجور خنج مي‌كشند. پيراهن شماره 10‌ (فعال‌ترين و مؤثرترين بازيكن در هر تيم) را به تن كدام‌ يك از اين 5 نفر بايد پوشاند؟ بي‌اغراق جملگي شايسته اين شماره هستند! اما به واسطه تاثيرگذاري افزون‌تر به نظر مي‌رسد در نهايت بايد اين شماره را به وزارت نفت داد؛ كسي كه مي‌خواهد در حاشيه شهر ما و شهر همسایه پالايشگاه بسازد، البته كه به كمتر از كاپيتاني و شماره 10 رضايت نخواهد داد! اين را از مربي تيم، ‌سازمان فخيمه محيط‌زيست هم بايد پرسيد؛ سازماني كه قانونا مي‌تواند و بايد كه تركيب تيم يا نحوه بازي آن را تغيير دهد، اما به غرغركردن روي نيمكت و خيره‌ماندن به تابلوي اسكوربورد ورزشگاه اكتفا كرده است.

سرانجام: متوليان عسلويه نام اين منطقه را پايتخت انرژي جهان گذاشته‌اند. خوب نامي است، مبارك باشد،‌ غرور برمي‌انگيزد، متفرعانه است و تبختر مي‌آفريند. زهي سعادت و كامراني... فقط مراقب باشند كه دير نيست روزي كه پايتخت آلودگي جهان هم لقب بگيرند؛ لقبي كه البته چندان تفاخري برنمي‌انگيزد.

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ساعت 10:31 توسط بهروز عیدی |

این دو تصویر نماد همه تاریخ افغانستان در ۴۵ سال گذشته هستند. تصویر سمت چپ پارکی در کابل را نشان می دهد با سبزه زاری آسوده خاطر و سیمایی که اصلا با تصاویری که اکنون سال هاست از افغان ها می بینیم شباهتی ندارد. و عکس سمت راست وضعیت کنونی همان مکان است. فقط در چهل سال یک عده از خدا بی خبر میتواند چنین بلایی بر سر خود و ملت خود بیاورند. این عکس را باید فرو کرد در چشم همه طرفداران جهانی سازی که می گویند باید به عقل بشر اعتماد کرد و در نهایت انسان برای برون رفت از هر مشکلی راهی پیدا می کند. این دو تصویر می گویند توان خودتخریبگری بشر کمتر از مصلحت سنجی او نیست.

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:43 توسط بهروز عیدی |